پنجشنبه دهم مهر 1393

زندگی خودتان را متحول کنید!!

نکات کلیدی برای تحول در زندگی 

آيا تاكنون به تاثير عبارات و كلمات شگفت انگيز در زندگيتان توجه نموده ايد ؟

لابد مي گوييد نه چطور؟

ولي كمي دقيقتر شويد و به خاطرات خود مراجعه كنيد آيا تاكنون برايتان پيش نيامده كه به دوستي قديمي

فكر كرده ايد و لحظاتي بعد همان شخص به شما تماس گرفته و يا بر سر راهتان ظاهر مي شود.

در واقع شما داشته ايد با اعماق وجود خود به اسم آن شخص فكر مي كرده ايد .

در ادامه مي خواهم تكنيك منحصربفرد بهره گيري از كلمات و عبارات بي نظير و خارق العاده اي را به شما بياموزم كه زندگيتان را با يك دگرگوني عظيم مواجه مي سازد.

گام به گام با من همراه شويد : 

1 - با كلمات من هستم شروع كنيد . كلمات من هستم قدرتمندترين كلمات در زبان است . ذهن نيمه هوشيار هر جمله اي را كه با كلمات من هستم شروع شده باشد ، مي گيرد و آن را به صورت دستوري براي عملي كردن تفسير مي كند .

2- از زمان حال استفاده كنيد . هر آنچه را مي خواهيد طوري توصيف كنيد كه انگار آن را داريد ، انگار كه انجام شده است .

جمله ي غلط : مي خواهم يك پورشه ي قرمز  بخرم

جمله ي درست: من از راندن پورشه ي قرمز جديد خود لذت مي برم

3 -جمله را به صورت مثبت بيان كنيد . برآنچه مي خواهيد تاكيد كنيد ، نه بر آنچه نمي خواهيد . عبارت تاكيدي خود را به صورت مثبت ادا كنيد ذهن غير هشيار معني كلمه ي نه را نمي فهمد و آن را نمي شنود . يعني جمله ي (در را محكم نبند ) اين طور شنيده مي شود : (در را محكم ببند )ذهن نيمه هشيار تصوير را در نظر مي آورد و جمله ي (در را محكم نبند) معنا و تصوير (دررا محكم ببند) را تداعي مي كند . عبارت (ديگر از پرواز نمي ترسم ) تصوير ترس از پرواز را تداعي مي كند ، در حالي كه عبارت (من از هيجان زمان پرواز لذت مي برم ) تصوير لذت بردن را تداعي مي كند .

جمله غلط : مدتي است كه از پرواز نمي ترسم .

جمله درست:از هيجان زمان پرواز لذت مي برم .

4- آن را خلاصه بيان كنيد . عبارات تاكيدي را به عنوان صداي جلنگ جلنگ آگهي تبليغاتي در نظر بياوريد . طوري عمل كنيد كه انگار در ازاي اداي هر كلمه هزار دلار مي ارزد . بايد جملات كوتاه ، به يادماندني و به راحتي قابل به خاطر سپردن و حفظ كردن باشند .

5-آن را به گونه اي خاص بيان كنيد . عبارت تاكيدي مبهم نتايجي مبهم به بار مي آورند .

جمله غلط :دارم اتومبيل قرمز جديدم را مي رانم .

جمله درست :دارم پورشه ي قرمز جديدم را مي رانم .

6- عبارت خود را (در حال انجام )بيان كنيد .اداي فعل در حال انجام قدرت تاثير گذاري را با ايجاد تصور انجام آن كار در همان لحظه افزايش مي دهد .

جمله غلط :خودم را آزادانه و صادقانه مطرح مي كنم .

جمله درست : من با اعتماد كامل ، خودم را آزادانه و صادقانه مطرح مي كنم .

7-حداقل از يك كلمه ي احساسي يا هيجان انگيز استفاده كنيد .احساس خود را در زمان رسيدن به هدف بيان كنيد . عده اي معمولا" از كلماتي استفاده مي كنند كه لذت بخش ، شادي آور ، شادمانانه ،‌قابل تحليل ، مغرورانه ، به آرامي ، آرامش بخش ، خوشحال كننده ، خوش بينانه ، دوست داشتني ، مطمئن ، مخلصانه و فاتحانه است .

جمله غلط : وزنم را هشتاد وپنج كيلو نگه مي دارم .

جمله درست :با وزن هشتاد و پنج كيلو احساس سبكي و چابكي مي كنم ! توجه داشته باشيد كه آخرين جمله آهنگ جلنگ جلنگ آگهي تبليغاتي دارد . ذهن نيمه هوشيار عاشق قافيه و رديف است . به همين علت است كه راحتتر مي توانيم جملات داراي قافيه و رديف را به خاطر آوريم .

8- براي خودتان عبارات تاكيدي بسازيد ، نه براي ديگران . وقتي جملات خود را مي سازيد ، كاري كنيد كه رفتار شما را توصيف كند ، نه رفتار ديگران را .

جمله غلط : دارم همسرم را در حال تميز كردن اتاقش تماشا مي كنم .

جمله درست :من به گونه اي موثر نيازها و خواسته هايم را با همسرم در ميان مي گذارم .

9-چيزي بهتر را به عبارت تاكيدي تان بيفزاييد . وقتي عبارتي تاكيدي را در مورد كسب موقعيتي خاص ادا مي كنيد ( شغل ، فر صت ، تعطيلات )موضوعي مادي (خانه ، اتومبيل ، قايق ) يا رابطه ( شوهر ، زن ، بچه )هميشه كلمات (چيزي ياكسي بهتر )را اضافه كنيد گاهي معيارها براي آنچه مي خواهيم از ضمير ما يا از تجربه ي محدودمان نشات مي گيرد . گاهي چيزي يا كسي بهتر از آن براي ما قابل دسترس مي شود . بنابراين اجازه دهيد عبارت تاكيدي شما مسئله را در زماني كه موقعيت مناسب است در خود داشته باشد .

مثلا"من از زندگي در ويلاي زيبايم در ساحل دریای خزر يا جايي بهتر لذت مي برم .

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 19:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393

حل اختلاف زندگی با هشت فوت کوزه گری

اگر یادتان باشد بر اساس اولین درس‌های ریاضی یك بعلاوه یك برابر با دو می‌شد. به یاد دارید كه؟ پس چرا این عملیات ساده را در زندگی خودمان فراموش كرده‌ایم و انتظار داریم این جمع یك بعلاوه یك، برابر با یك شود؟

بروز اختلافات جزئی جدایی‌‌ناپذیر از هر ازدواجی است، هرچه زودتر این واقعیت را بپذیرید زودتر هم می‌توانید به فكر راه چاره‌ای برای آن باشید. دفعه بعدی كه با همسرتان دچار اختلاف شدید، هشت گام زیر را دنبال كنید تا بتوانید اختلاف‌های میان خود را مدیریت كنید.

 این هشت گام بر اساس دو عنصر كنترل و احترام طراحی شده‌اند.

مفهوم ازدواج را درك كنید
هنگامی كه انسان ازدواج می‌كند روابط جدیدی كه برای او بوجود می‌آید موجب رشد شخصیتی وی می‌گردد و باعث می‌شود انسان توانایی‌های بالقوه‌اش را به فعل برساند. برای اولین‌بار فردی را در زندگی داریم كه همیشه و همه‌جا با ماست و ما را تشویق می‌كند تا نهایت تلاش خود را صورت دهیم.

 زندگی جاری است
ازدواج مانند قرار گرفتن در جریان رودخانه است. هدف ما این است كه پیوسته با یكدیگر در تماس باشیم و نمی‌خواهیم كه یكدیگر را گم كنیم. رودخانه بی‌وقفه جریان دارد و البته هیچ تضمینی وجود ندارد كه جریان آن همواره به دلخواه ما باشد. اطلاع از حال و روز یكدیگر، جوهر یك ازدواج موفق است. هر روز یكدیگر را در آغوش بگیرید و تا حد امكان وعده‌های غذایی را به اتفاق صرف كنید. این زمان‌ها را فرصتی بدانید كه می‌توانید در آن‌ها جویای احوال یكدیگر شوید.

 به اتفاق دعا كنید و فرایض دینی را به جا آورید
ارتباط قوی با خدا می‌تواند تأثیر بسیار مثبتی در حل اختلافات داشته باشد. هنگام بروز اختلافات همه ما به راهنمایی نیازمندیم و خداوند به ما وعده داده است تا این كار را برای ما به صورت رایگان و بدون فوت وقت انجام می‌دهد. دعا كردن و انجام فرایض دینی، به صورت دو نفره نه تنها اهداف همسران، بلكه روح آن‌ها را تا حد زیادی به یكدیگر نزدیك می‌كند.

پایان بن‌بست
یكی از اشتباهات رایج همسران «انتظار» است. ما می‌دانیم از همسرمان چه می‌خواهیم و احتمالاً حس می‌كنیم كه همسرمان از ما چه می‌خواهد. می‌توانیم آن‌چه را كه همسرمان از ما می‌خواهد به او بدهیم، اما صبر می‌كنیم تا ابتدا آن‌چه كه می‌خواهیم را به ما بدهد. این انتظار دوطرفه و بن‌بست حاصل از آن منجر به بروز اختلافات و مشاجره می‌شود. اما همسران به این نكته توجه نمی‌كنند كه انسان‌ها نمی‌توانند دیگران را كنترل كنند، اما خودشان را چرا. بدین ترتیب شاید بهتر باشد به جای انتظار، كاری انجام دهیم و آن‌چه همسرمان انتظار دارد را برآورده سازیم تا او هم به نیازهای ما توجه نشان دهد.

باور كنید كه تنها قادر به ایجاد تغییر در خودتان هستید
باید به این باور رسید كه ما تنها قادریم خودمان را تغییر دهیم. اما نكته جالب این‌جاست كه به محض این‌كه عمل تغییرها را شروع كنیم، محیط اطراف ما نیز شروع به تغییر می‌كند. شاید این طرز فكر به پذیرش همسرمان بسیار كمك كند:

«من همسرم را به علت منحصر به فرد بودنش دوست دارم. نمی‌خواهم یك «من» دیگر در خانه داشته باشم. همسرم با وجود تمام تفاوت‌ها و شباهت‌هایی كه با من دارد برایم ارزشمند است. هر زمان كه من عشقم را به او ابراز كنم، او تبدیل به همان فردی می‌شود كه من می‌خواهم. ما هنوز هم اختلاف و مشاجره داریم، اما دست از تلاش برای تغییر دادن یكدیگر برداشته‌ایم.»

  زبان عشق 
باید كشف كنید زبان عشق همسرتان چیست؟ برای برخی افراد «تأیید شدن» به منزله دریافت حس عشق است و برای برخی دیگر «دریافت هدیه». تا زمانی كه همسران زبان عشق یكدیگر را نشناخته باشند، ابراز عشق امری دشوار است.

 یادآوری ممنوع
اگر در هنگام بروز اختلاف، مدام اشتباهات گذشته همسرتان را به او یادآوری كنید، قدم چندان مثبتی در راه حل اختلاف برنداشته‌اید. باید با خودتان كنار بیایید تا بتوانید اشتباهات گذشته همسرتان را ببخشید و در همان گذشته دفن كنید.

 بیا با هم دوست باشیم!
گاهی از برخی افراد می‌شنویم كه می‌گویند«بهترین دوست ما همسرمان است». خب، آن‌ها چگونه به چنین جایگاهی رسیده‌اند؟ برای این‌كه همسرمان بهترین دوستمان باشد باید تفریحات‌مان را با یكدیگر پایه‌گذاری كنیم، با یكدیگر صادق باشیم و تحمل شنیدن حرف‌های صادقانه را نیز داشته باشیم و آرامش‌مان را در وجود یكدیگر ببینیم. بدین ترتیب، در هنگام بروز اختلافات، می‌توانیم همچنان بر دوستی‌ای كه سال‌ها برای ایجاد آن زمان گذاشته‌ایم تكیه كنیم.
ببینم چکار می کنی!!! با این هشت فوت کوزه گری زندگیت را نجات میدی یا نه

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 11:48 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم فروردین 1393

موفقیت

موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند.

موفقیت از آن کسانی نیست که هرگز دچار ناکامی نشده اند، بلکه متعلق به کسانی است که هرگز برای ازسرگرفتن مبارزه، بیم و هراسی ندارند.

علاقه، اندیشه و مطالعه چیزهایی هستند که شما را به سوی موفقیت سوق می دهند.

همیشه به خود اعتماد داشته باشید. اگر یک بار کاری را با موفقیت انجام داده باشید، بازهم می توانید.

ایمان و باور ما در ابتدای هر مسوولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.

از موفقیت دیگران همان اندازه خوشحال باش که از موفقیت خودت خشنود می شوی.

اعتماد به نفس ضرورتا تضمین کننده موفقیت نیست، اما عدم اعتماد به نفس به یقین باعث شکست می شود.

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 19:44 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392

نکات کلیدی جهت بهبود ارتباط با همسر

رعایت صحیح اصول ارتباط با همسرکه بین زن و شوهر نیز مشترک است می تواند زندگی زناشویی را شیرین کند و به تفاهم بیشتر زوجین کمک کند.در زیر به ۴مورد از این اصول اشاره می کنیم:

۱) رعایت احترام متقابل یکی از ضروریات زندگی زناشویی
یکی از مهمترین نیازهای هر انسانی، نیاز به احترام است. آدمها دوست دارند از سوی همگان مورد احترام قرار بگیرند و تشخص شان حفظ شود. این نیاز، بالاخص نسبت به همسر، خیلی بیشتر است.
یعنی آدمها بیش و پیش از هرکسی انتظار دارند همسرشان احترام شان را حفظ کند. وقتی احترام متقابل بین همسران جریان داشته باشد احساس رضایتمندی نیز جریان پیدا می کند و زندگی مشترک، گرم می شود.
باور نادرستی که بین بسیاری از همسران به چشم می خورد این است که احساس می کنند همسرشان جزئی از وجود خودشان است و رعایت آداب در حضور او ضرورتی ندارد.
ما به صراحت عرض می کنیم که خیر! همسر شما دختر / پسر مردم است و احترامش در همه حال واجب!
رعایت این احترامات از مورد خطاب قرار دادن همسر شروع می شود که باید با کلمات احترام آمیز و افعال جمع بسته شده صورت گیرد و تا سایر اوقات زندگی پیش می آید.
رعایت احترام باید در هرسه آیتم ارتباط – کلام، نگاه و رفتار – صورت گیرد. احترام در کلام با رعایت لحن مودبانه، استخدام مودبانه ترین کلمات متناسب با موقعیت، و استفاده از پیشوند و پسوندهای محترمانه جهت مخاطب قرار دادن همسر؛ در نگاه با مهربانی و احترام و عدم زل زدن و یا بی تماسی چشمی؛ و در رفتار، با آرامش و متانت صورت می گیرد.

۲) حتی از تشکر از کارهای کوچک همسر غفلت نکنید.
یکی از مهمترین تاکیدات «رفتارگرایان» در علل بروز یک رفتار خاص در انسانها، «تقویت رفتار» است. تقویت مثبت رفتار یعنی ارائه یک پاسخ خوشایند و تقویت منفی رفتار یعنی حذف یک پاسخ ناراحت کننده.
از این رو، تشکر و قدردانی در نظریه رفتارگرایی یک تقویت مثبت به حساب آمده و موجب ادامه رفتار می شود.
وقتی کسی کاری را انجام می دهد و این احساس به او منتقل می شود که از سوی دیگری کاری که انجام داده، دیده نشده است انگیزه او برای انجام دوباره آن کار، تضعیف می شود؛ لکن اگر این احساس به او دست دهد که کارش دیده شده و علاوه بر آن مورد تایید و تشویق هم قرار گرفته حتما آن رفتار را تکرار خواهد کرد.
نکته مهم این است که در زندگی زناشویی، عدم قدردانی، فقط موجب عدم ادامه رفتار نمی شود بلکه دلگرمی به ادامه زندگی را نیز کاهش می دهد.
در مقابل، یک تشکر کوچک – حتی در حد به زبان آوردن رفتار – از سوی همسر، دلگرمی به ادامه زندگی و علاقمندی به تکرار رفتار را به شدت تقویت کرده و خود این تکرار رفتار و دلگرمی به ادامه زندگی، رفتارهای دلخواه بعدی را موجب می شود.
گاه با خرید یک شاخه گل کوچک برای همسر می توان کار چند جلسه مشاوره در جهت بهبود زندگی زناشویی را یکباره انجام داد.

۳) انتقاد از اعضای خانواده به هر شکلی در برابر جمع مطلقا ممنوع!
انتقاد، به طور قطع، یکی از مهمترین عادات تخریب کننده رابطه بین فردی است.
بهترین رفتاری که در زندگی در برابر همسر و فرزندان باید داشت که تقویت کننده ارتباطات ما نیز خواهد بود، حمایتگری است.
هرگز نباید از همسر و فرزندان در مقابل دیگران انتقاد کرد یا زشتی عمل شان را به طور علنی نمایاند. بالعکس باید عیب ها را پوشاند و نقص ها را رفع کرد و طرح نکرد.
گاه پیش می آید که همسر انسان یا فرزندان در بیرون از خانه در جمع اقوام یا دوستان یا سایرین رفتاری از خود بروز می دهند که خوشایند نبوده و به نظر می رسد که برای زیست بهتر ایشان نیاز است این چنین رفتاری را ترک کنند. اگر در این مواقع این اشکال رفتاری را تذکر بدهیم، مطمئنا آنقدر اثرگذار نخواهد بود که در خلوت راجع به آن صحبت کنیم.
چه، صحبت در خلوت باعث می شود شخص، حالت دفاعی به خود نگیرد و راحت تر سخن ما را بپذیرد؛ در حالیکه اگر در جمع این بحث طرح شود چه بسا در برابر آن موضع گرفته و از رفتار ناشایست خود دفاع کرده و اصلا سخن ما را نپذیرد.
از سوی دیگر این طرح بحث در خلوت باعث می شود همسر و یا فرزند ما دریابد که علی رغم اینکه می شد این سخن در آن جمع طرح شود لکن ما از این کار خودداری کرده ایم و این رفتار، یک احساس دلگرمی از دوست داشتن و دوست داشته شدن در وی ایجاد می کند که بسیار سازنده خواهد بود.

۴) احترام خانواده همسر فراموش نشود.
اعضای خانواده هرکسی معمولا جزو «دیگران مهم» زندگی او به حساب می آیند. ارتباط خوب ما با اعضای خانواده و فامیل مان متضمن احساس رضایتمندی از زندگی و خشنودی و نشاط در زندگی ما خواهد بود.
به طور قطع، همسر ما نیز یکی از مهمترین افرادی است که زندگی ما با او پیوند خورده است؛ از این رو رابطه همسر با خانواده و فامیل همسر از مهمترین ارکان ارتباطات زناشویی و بهبود کیفیت زندگی به حساب می آید.
وقتی کسی به خانواده همسرش احترام می گذارد به طور تلویحی دارد به همسر خود احترام می گذارد و این احترام چند جانبه اثرات شگرفی را به صورت مستقیم بر زندگی زوجین خواهد گذاشت.
احساس دوست داشتن، وقتی از چند جهت تقویت شود چندین برابر می گردد. بالاخص اگر این تقویت از سوی کسانی باشد که ما آنها را دوست داریم و در زندگی ما نقش مهمی را بازی می کنند.
بنابراین همسران یکدیگر را دوست دارند، گاهی مادر و پدر ما نیز همسرمان را دوست دارند و او نیز آنها را دوست دارد؛ اینجا دوستی بین ما و همسر حداقل دو برابر می شود. پس از این مرحله دوست داشتن و دوست داشته شدن همسر ما از سوی خواهر و برادرهای ما و مرحله بعد دوست داشتن و دوست داشته شدن وی از سوی فامیل مطرح می شود. این احساس دوستی همسر با فامیل همسر و بالعکس، یک عامل تقویت کننده چند برابری احساس دوستی همسران است.
نکته مهمی که اینجا وجود دارد این است که یکی از مهمترین راههایی که می توانیم این احساس دوستی را به همسرمان منتقل کنیم احترام گذاشتن به اعضای خانواده و فامیل همسرمان است.
همسر ما از میزان احترامی که ما برای خانواده و فامیل وی قائلیم پی به احترامی می برد که برای خود او قائلیم و پی به میزان دوست داشتن ما نسبت به فامیل خود می برد و از سوی دیگر از میزان احترامی که خانواده و فامیل وی برای ما قائل اند پی به میزان دوست داشته شدن ما از سوی ایشان می برد و اگر هر دو سوی این جریان برقرار باشد همسر ما مملو از عشق و احترام نسبت به ما خواهد شد.

شما چقدر رعایت می کنید؟؟؟

 

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 22:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم مهر 1392

آیا عشق فراموش شدنی است؟2

بخش دوم: برگرداندن استقلال شخصی

۱. به مسافرت بروید. لازم نیست یک سفر رویایی باشد. مهم این است که فقط مناظر تازه ببینید و چیزی شما را مشغول نگه دارد. افراد زیادی باور دارند که تغییر محل موقتی باعث می‌شود ذهنتان را پاک کنید و به وضعیت عادی برگردید.

• با محلی‌ها معاشرت کنید. اگر قرار است همیشه خودتان تنها باشید چه فایده‌ای دارد که به محلی جدید بروید؟ با محلی‌ها معاشرت کنید، به داستان‌هایشان گوش دهید و خوش بگذرانید.

• زمان‌هایی را به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی‌تان شاد شوید. اگر نتوانید به تنهایی شاد باشید، چطور فردی که قرار است بعدها به زندگی‌تان بیاید می‌تواند با شما شاد شود؟

۲. به دوستان و خانواده تکیه کنید. دوستان و خانواده‌تان در هر شرایطی در دسترس شما هستند - از آنها استفاده کنید! وقتی احساس ناراحتی می‌کنید، با اعضای خانواده وقت بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار گذاشته و بیرون بروید. دوستان و خانواده‌تان درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه دوستتان دارند اما به طریقی متفاوت.

• برای اتفاقاتی که می‌افتد به نزدیک‌ترین دوستتان پناه ببرید. اگر آمادگی شنیدن نصیحت دارید، از دوستتان بخواهید این کار را بکند. بهترین دوست شما از دیدی شما را می‌بیند که خودتان نمی‌توانید و دیدگاهی واقعاً تازه به شما خواهد داد. دوست نزدیک شما هر کاری هم که نتواند بکند، فرصتی برای بیرون ریختن حرف‌های دلتان در اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود فکر کنید ارزشمندید.

۳. همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است. فراموش کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در آینده زندگی کنید نه گذشته. همه عکس‌ها، یادداشت‌ها، فیلم‌ها، هدیه‌ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می‌شود را جمع کرده و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. کار ناراحت‌کننده‌ای است اما روحیه‌تان را بهتر خواهد کرد.

• به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور کردن به معنی از بین بردن نیست. ممکن است دوست داشته باشید که همه یادگاری‌هایتان را نگه دارید، درست همانطور که ممکن است نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید. شاید دلتان بخواهد وقتی به کل رابطه را پشت سر گذاشتید، نگاهی به آن یادگاری‌ها بیندازید.

۴. همانطور که غصه می‌خورید، حتماً خودتان را خالی کنید. خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند همه احساساتشان را جایی بنویسند. وقتی حوصله‌اش را داشتید، یک تکه کاغذ بردارید و افکارتان را روی آن یادداشت کنید. با این روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته‌ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده‌اید که توانستید آن را فراموش کنید.

• چه حسی دارید؟ پنج سال پیش اگر در چنین موقعیتی می‌بودید چه حسی داشتید؟ پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت؟ به این فکر کنید که آن رابطه چه معنا و مفهومی برایتان داشته است.

• فقط از طریق نوشتن نیست که می‌توانید خودتان را تخلیه کنید. نقاشی، طراحی، رقص، ساخت و ساز و دویدن راه‌های عالی دیگری برای آن هستند. هر چه که باشد، باید از ته قلبتان باشد و چیزی که از آن به دست آید، فوق‌العاده خواهد بود.

۵. از جسمتان خوب مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید. اگر آنقدر از بر هم خوردن عشقتان غصه می‌خورید که تصور می‌کنید به جسمتان آسیب می‌زند، حتماً با یک مشاور صحبت کنید.

۶. وقتی آماده بودید، دوباره در جستجوی عشق باشید. این فرایند ممکن است ماه‌ها طول بکشد یک حتی یک سال. اگر هنوز آماده نیستید، خودتان را مجبور نکنید؛ نه برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه نیست. بدانید که آدم‌های زیاد دیگری هم هستند که اگر به آنها فرصت دهید، برایتان احترام و ارزش قائلند.

• خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر وارد رابطه‌های سرسری شوند کمک می‌کند که زودتر فراموش کنند. اگر تصمیم به این کار گرفتید، حتماً این کار را به دلایل درست انجام دهید: اینکه مثلاً به دنبال محبت هستید، دیدن آدم‌های جدید برایتان جالب است و … دقت کنید که برای جلب حسادت فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطه‌هایی نشوید چون ارزشش را ندارد.

• از اشتباهاتتان درس بگیرید. وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی یک دل‌شکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیراتتان در رابطه قبلی را پیدا کرده و سعی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

• خودتان باشید. مهم نیست که با چه کسی آشنا شوید، فقط باید خودتان باشید. برای اینکه کسی دوستتان داشته باشد، باید خود واقعی‌تان را به او نشان دهید.

نکات

• کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید را به اولویت زندگی‌تان تبدیل نکنید.

• وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی‌گذارد تلف نکنید.

• اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید، فقط درمورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچکس ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما را ندارد.

• یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او می‌اندازد دست بکشید. زندگی بسیار کوتاه است و نباید خودتان را نگران این کنید. تا می‌توانید از آن استفاده کنید.

• اشکالی ندارد که بعد از آن احساس ناراحتی و تنهایی کنید، فقط مطمئن شوید که نگذارید خیلی اذیتتان کند. گاهی‌اوقات احساس ناراحتی و گریه باعث می‌شود حالتان بهتر شود.

• زمان بهترین دارو است.

• به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره وارد زندگی‌تان شود، عشق و خوشبختی بخواهید.

• تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام‌های قبلی‌تان را چک نکنید.

• فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلاً دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید و یا با شما بدرفتاری شود. شما لایق بهترین‌ها هستید!!

 

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 7:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نوزدهم شهریور 1392

آیا عشق فراموش شدنی است؟؟

عشق چیزی بسیار خاص است زیرا وقتی شکست می‌خورد قدرت آسیب زدن به ما را دارد. نباید این شکست را به خودتان بگیرید. هر روز روابط بسیاری با شکست مواجه می‌شوند و این به آن معنی نیست که دیگر عشقی وجود نخواهد داشت. دلیل آن هر چه که باشد، اینکه یاد بگیرید چطور کسی که خیلی دوست داشته‌اید را فراموش کنید کار بسیار سختی است و نیازمند گذشت زمان است. خوشبختانه، خیلی‌ها این کار را انجام داده‌ و با موفقیت روبه‌رو شده‌اند. این روش ها را امتحان کنید.

بخش اول: تغییر دیدگاهتان

۱. بفهمید که هنوز ممکن است این فرد را دوست داشته باشید. اگر تصور می‌کنید نمی‌توانید فراموشش کنید، احتمالاً دلیلی دارد. شما اوقات فوق‌العاده‌ای را با هم گذرانده‌اید و بخش مهمی از قلبتان را به او داده‌اید. حالا که تصمیم گرفته‌اید فراموشش کنید، دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید باشد نگاه نکنید و سعی کنید خودِ واقعی‌اش را ببینید.

• اگر به شما دروغ می‌گوید یا فریبتان می‌دهد و یا احساسش نسبت به شما عوض شده است باید بفهمید که این رابطه اصلاً رابطه سالمی برای شما به حساب نمی‌آید. ممکن است برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید. فراموش کردن این فرد ممکن است خیلی سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی توانید فراموشش کرده و زندگی‌تان را پیش ببرید.

• همچنین درک کنید که فراموش کردن به این معنی نیست که دیگر نمی‌توانید آن فرد را دوست داشته باشید. فقط به این معنی است که عشق شما به او تغییر کرده است. هنوز می‌توانید او را ببینید، بهترین آرزوها را برایش داشته باشید و دعا کنید که خوشبخت شود. فراموش کردن به این معنی نیست که باید به طور کل نادیده‌اش بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به فکر خودتان باشید.

• به خودتان باور داشته باشید. شما چیزهای زیادی دارید. عشق یعنی فهمیدن بیشتر درمورد خودتان از طریق دیگران. با تجربه عشق‌های بیشتر، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به دست می‌آورید. اگر خودتان، خودتان را باور نداشته باشید، عشق بعدی‌تان چطور می‌تواند باورتان کند؟

۲. درک کنید که آدم‌های دیگری هم هستند--فقط شما نمی‌بینید. احتمالاً خیلی زیاد این فرد را دوست داشته‌اید که شما را به نقطه‌ای رسانده است که هیچ کس دیگری را در دنیا به جز او نمی‌بینید. فراموش کردن سخت‌ترین قسمت کار است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید آن را هدر دهید.

• همه ما دوست داریم در دنیای افسانه ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیقاً طبق برنامه‌مان پیش می‌رود و هیچ سختی و مشکلی وجود ندارد، اما زندگی واقعی اینطور نیست. افراد زیادی هستد که قبل از این که با یک فرد خاص بمانند، در طول زندگی‌شان با آدم‌های زیادی رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند.

• سعی کنید خوش‌بین باشید. نیمه پر لیوان را ببینید. به جای اینکه فکر کنید، «من عشقم را از دست دادم»، فکر کنید «من الان مجردم!». به جای اینکه فکر کنید «کسی که خیلی وقت بود می‌شناختم را از دست دادم»، فکر کنید «حالا باید با آدمهای زیادی آشنا بشوم». خوش‌بین بودم کمکتان می‌کند زودتر فراموش کنید.

۳. بدانید که ممکن است شما بیشتر از مقداری که طرف‌مقابلتان دوستتان داشته، دوستش داشته‌اید. این مورد شاید سخت باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل نمی‌دانسته است که شما چقدر عاشقش بوده‌اید. اما اشکالی ندارد. این به آن معنی نیست که شما فردی دوست‌داشتنی، جذاب یا فریبنده نیستید. فقط به این معنی است که فرصت دیگری برایتان هست که کسی را پیدا کنید که درست همان اندازه که شما دوستش دارید، دوستتان بدارد.

• اگر تصورتان این است که شما بیشتر از طرف مقابلتان او را دوست داشته‌اید، از این بعنوان یک انگیزه استفاده کنید. فکر کنید: ترجیح می‌دهید با کسی باشید که کمتر از آن مقداری که دوستش دارید، دوستتان دارد یا به همان اندازه؟

• درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد. بیرون بروید، به استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید را پیدا کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.

۴. اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفته‌اید و هیچ جوابی دریافت نکرده‌اید، درک کنید که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن به نفعتان است.

• با یک فرد بی‌طرف که چنین موقعیتی داشته است حرف بزنید. یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان. اگر مجبور شدید پیش مشاور هم بروید. درمیان گذاشتن فکر و احساستان با یک فرد بی‌طرف سبک‌ترتان می‌کند و کمک می‌کند زودتر فراموش کنید.

• با درد به طرقی سازنده برخورد کنید. وانمود نکنید که غصه‌ای ندارید. راه‌های فرار خلاقانه‌ای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو تا دردتان را از طریق آن بیرون بریزید. سعی کنید بیشتر وقت‌ها به آن فکر نکنید زیرا فکر کردن مداوم به آن بدترش می‌کند.

۵. تصمیم بگیرید می‌خواهید همچنان دوست بمانید یا نه. به خودتان بستگی دارد. خیلی سخت است که دوستی یک عشق قدیمی را با استقلال تازه‌تان در کنار هم داشته باشید. بیشتر افراد تصور می‌کنند آسان‌تر است که یک دوستی دور با فردمقابل نگه دارید اما تصمیم با خودتان است.....ادامه دارد...تا بعد

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 0:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم مرداد 1392

ویژگی های انسان نرمال2


8.آموختن و آموزش: فرد باید خودش را برای زندگی سرمایه‌گذاری کند. باید دانش و آگاهی داشته باشد و واقع‌بینانه به سرنوشتی که بر او در زمان و مکان خاصی که قرار دارد تحمیل شده، بپذیرد و در این زمینه آموزش ببیند زیرا اگر از مسایل پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آنها را نپذیرد،طبعا رفتار غیرطبیعی از خود نشان می‌دهد و دچار آسیب‌شناسی روانی می‌شود و در گروه بیماران قرار می‌گیرد. فرد نرمال باید عاشق یادگیری باشد و بتواند موضوعات مختلف را طراحی و سازماندهی کند.

9.کنجکاوی و علاقه‌مندی: انسان‌های بی‌تفاوت، بی‌احساس، غیرکنجکاو و غیرعلاقه‌مند به موضوعات روزمره، انسان‌های نرمالی نیستند بنابراین فردی که زیبایی‌ها را تقدیر و تحسین نمی‌کند و نسبت به آنها کنجکاو نیست طبیعی و نرمال نیست.

10. آینده‌نگر بودن: فرد نرمال باید در مورد آینده خود جهت‌گیری داشته باشد و بداند چه آینده‌ای برای فردا و فرداهایش در نظر دارد، بنابراین باید برای سنین جوانی، میانسالی و سالمندی خود برنامه‌ریزی کند.

11.خلاقیت و نوآوری: فرد نرمال باید خلاق باشد و ایده داشته باشد و به دیگران و محیط کار و زندگی خود ایده بدهد. از سوی دیگر باید استقلال داشته باشد و اهداف مناسبی در سر بپروراند. فردی که وابسته است، نمی‌تواند اهداف درستی را برای آینده خود برنامه‌ریزی کند.

12. شناسایی نیازها: فرد نرمال باید نیازهایش را بشناسد و به ارزش‌های وجودی خود پی ببرد و بتواند به مجهولات موجود در آنچه به عنوان واقعیت‌های موجود ذهن خود و اطرافیانش فراگرفته است، پاسخ دهد.

13.شور و هیجان: افراد نرمال باید در انجام امور از خود شوق و حرارت نشان دهند. افراد بی‌حال و بی‌احساسی که از خود شوق و شوری نشان نمی‌دهند، به خصوص در مسایل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بی‌احساس هستند نه نرمال.

14.عادل بودن: عدالت صفت بسیار خوبی است که باید آن را در انسان‌های نرمال جستجو کنیم. فرد باید نسبت به شهروندان و خانواده خود عادل باشد و اگر نباشد از خود رفتارهای پرخاشگرانه، بی‌تفاوتی، بی‌احساسی، بی‌توجهی، بی‌عاطفگی و... نشان می‌دهد

امیدوارم با خواندن این ویژگی های ته دلتان خالی نشده باشد!!!!!

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 14:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم تیر 1392

آیا انسان نرمالی هستید؟

دوست دارید ویژگی های یک انسان نرمال را از دید روان شناسان بررسی کنیم؟ ......یا علی

۱.بخشندگی و دست و دلبازبودن: فرد نرمال، فقط دریافت‌کننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر می‌ورزد، بنابراین فردی که همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفی‌اش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و... کند یا ضعیف است یا برعکس آنقدر روابط عاطفی‌اش بیش از حد می‌شود که به وابستگی می‌انجامد نرمال نیست.

2.داشتن هوش اجتماعی: فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیت‌های شغلی و عملکردی برای بروز و ایجاد یک فعالیت مولد باشد. فعالیت‌های غیرمولد و بی‌فایده و بی‌ارزش، مانند بسیاری از فعالیت‌هایی که در جهت خلاف است یا انجام آنها فایده‌ای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته می‌شود.

3.قدرت حل مساله: فردی که قدرت حل مساله دارد، در برابر مشکلات تسلیم نمی‌شود و سعی می‌کند برای مشکلات خود راه‌حل پیدا کند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیت‌های موجود را درک کرد. افرادی که از این درک عاجزند و تفکرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و کف‌بینی و موضوعات خرافی می‌پردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمی‌توانند واقعیت‌های موجود را قبول کنند. نکته قابل توجه اینکه حتی در حل مساله، تکرار مکررات هم طبیعی نیست بلکه فرد باید برای حل مشکلاتش ابداع و تنوع در تصمیم‌گیری داشته باشد.

4.گذشت، بخشندگی و مروت: فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی که مدام خشمش را فرومی‌خورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نرمال نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذره‌ای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.

5.قدرت مقابله با استرس: واقعیت این است که ما در فضایی از استرس و اضطراب به سر می‌بریم. فرد نرمال باید بتواند با این استرس‌ها مقابله یا از مکانیسم‌های مقابله‌ای برای رفع استرس‌ها استفاده کند تا خود را با هر استرسی انطباق دهد و با آن مقابله کند. متاسفانه ما با بسیاری از فقدان‌ها، مشکلات مالی و اقتصادی، مسایل اجتماعی و محیطی، مسایل سیاسی و... روبرو هستیم. فرد باید بتواند با این استرس‌ها کنار بیاید. کسی که زود می‌شکند و در برابر اندک استرسی کمر خم می‌کند، نرمال نیست. هرکس ممکن است یک عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد، اما باید بتواند محرومیت‌ها را تحمل کند و در برابر این فقدان‌ها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.

6.قدرت مدیریت: فرد نرمال باید قدرت مدیریت محیط اطرافش و محیطی که در آن زندگی یا کار می‌کند، داشته باشد و این به یک مدیریت ذاتی نیاز دارد.

7.در نظر گرفتن جوانب احتیاط: فرد نرمال باید همه جوانب احتیاط را رعایت کند و به اصطلاح خود را ارزان نفروشد. البته منظور این نیست که بدبین باشد زیرا بدبینی خود غیرطبیعی است اما احتیاط، وجه مهمی از نرمال بودن است. فرد باید برای انجام معاملات اقتصادی، روابط بین فردی، امور اداری و شغلی و... محتاطانه عمل و رفتار خود را کنترل کند.........ادامه دارد

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 0:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم تیر 1392

کودک خود را بهتر بشناسیم

شکل گیری اولیه شخصیت کودک، در سه سال اول زندگی صورت می‌گیرد و احساس امنیت و آرامش در این دوره از اهمیت حیاتی برای کودک برخوردار است، کودک از دنیای پیرامون، طرح واره‏هایی می‌سازد که اگر مثبت باشد، از زندگی لذت می‌برد و اگر منفی باشد، باعث رنجش و آزردگی خاطرش خواهد شد، رفتارهایی نظیر گریه، پرخاشگری، اضطراب و ترس و لجبازی، علائم نارضایتی کودک از وضع موجود است.

آن چه والدین در این سن باید به آن توجه کنند، تشخیص  رفتارهای طبیعی و اختلالات رفتاری کودک است، به این مفهوم که ماندگاری و شدت رفتار است که باید مورد توجه قرار گیرد، برخی رفتارها گذرا و مربوط به یک مقطع زمانی خاص است و طبیعی قلمداد می‌شود.

سه ساله‏های بی رقیب!
حسادت، نوعی واکنش کودک در دفاع از قلمرو خودش است. او دوست ندارد تا پایان سه سالگی رقیبی به عنوان برادر و یا خواهر را در آغوش والدین ببیند و یا دوست ندارد در جایی که او حضور دارد، والدین به دیگری توجه کنند و این یک امر طبیعی است. کودک تا زمانی که از نظر عاطفی اقناع نشده است، با برخوردهای خشن، احساس نیاز خود را به والدین منتقل می‌کند.
احساس طردشدگی، باعث برانگیخته شدن احساساتی چون حقارت، خشم و انتقام در کودک می‌شود و انجام رفتارهایی نظیر گریه و لجبازی، پیامد آن است، در این سن باید به نیازهای کودک توجه شود و برای این منظور، شناخت دنیای کودک ضروری است، بزرگ‌ترین خطای بزرگ‌سالان این است که کودک را، به صورت مینیاتور یک بزرگ‌سال می‌بینند؛ با همان احساس و منطق و نیاز، در حالی که این گونه نبوده و خیلی از رفتارهای کودک هدفمند و آگاهانه نیست و برگرفته از موقعیتی است که در آن قرار گرفته است.
کودک با یک لبخند، اشتباه دیگران را می‌بخشد و با دریافت کوچک‌ترین پاداش‌ها، رفتار خود را تغییر می‌دهد، بنابراین باید خیلی از رفتارهای او را عادی تلقی کرد و برای تغییر دادن رفتارهایش، صبور بود.

دلیل لوس شدن کودک چیست؟
محبت کردن به کودک، باعث لوس شدنش نمی‌شود، آنچه کودک را لوس بار می‌آورد، انجام رفتارهای دوگانه والدین و تن دادن به خواسته‏های غیر منطقی‌اش است. والدین آگاه، از قبل رفتارهای کودک را پیش بینی کرده و یک روش واحد را در برخورد با کودک اتخاذ می‌کنند و با توجه به شناختی که از کودک خود دارند، به فضای فیزیکی و روانی کودک تنوع بیشتری داده، با
بازی و قصه و شعر، او را در دنیای به دور از تنش کودکی رشد می‌دهند.
با پذیرش دنیای کودک، باید متناسب با سن و توان واقعی او، چه از نظر جسمی و چه از نظر شناختی، او را برای مسوولیت‏پذیری آماده کرد، هر چه کودک مستقل‌تر بار آید، اعتماد به نفس و آرامش بیشتری دارد، اما این کار باید بسیار محتاطانه و غیر آمرانه انجام شود تا طی زمان، استقلال کودک شکل بگیرد ..... تربیت را جدی بگیرید ......فعلا تا بعد

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 0:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه دهم خرداد 1392

لحظه ای اندیشه کنیم

زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم

 

زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خداوند می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.

 

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند.

 

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی...

 

نگرانی موجب می شود کوچکترین اشیا بزرگترین سایه ها را داشته باشند!

 

آدمهایی که بدترین گذشته را داشته اند قابلیت ساختن بهترین آینده را دارند...

 

هر کس خود را حق مطلق بپندارد اولین پله سقوط را برداشته!!

 

نوشته شده توسط ضرغام مهرگانفرد در 0:59 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر