اخلاق بردگي يعني همين چيزي كه 90 درصد مردم بهش معتقدند؛ اخلاقي كه مي گويد در مهماني ها و جمع فاميل لبخند بزن، اگر عصباني مي شوي ، خوددار باش و فرياد نزن ، وقتي دخترعمويت بچه دار مي شود برايش كادو ببر،وقتي دوستت ازدواج مي كند بهش تبريك بگو ، وقتي از همكارت خوشت نمي آيد ، اين را مستقيم بهش حالي نكن،براي اين كه دوستت ، همسرت ، برادرت ناراحت نشوند خودت را ،عقايد و احساساتت را سانسور كن ، براي به دست آوردن تأييد و تحسين اطرافيان ، لباسي را كه دوست داري نپوش ،اگر لذتي برخلاف عرف و قوانين جامعه بشري است آن را در وجودت بُكُش و به خاك بسپار، فداكار، مهربان ، صبور، متعهد ، خوش برخورد و خلاصه ، همرنگ و همراه و هم مسلك جماعت باش...
اما اخلاق اربابي ، كاملا متفاوت است.افرادي كه به اخلاق اربابي پايبندند، از نظر روانشناسي ، آدم هايي هستند كه به بالاترين حد از بلوغ رواني رسيده اند و قوانين اخلاقي را نه از روي ترس از خدا و جهنم و قانون و پليس وهمسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشويق اجتماعي، كه برمبناي وجدان خودشان تعريف مي كنند. البته وجدان شخصي اين افراد ، مستقل ، بالغ ، صادق و سالم است ، اهل ماست مالي و لاپوشاني نيست ، صريح و بي پرده است و با هيچكس ، حتي خودشان تعارف ندارد. بزرگترين معيار خالقان اخلاق اربابي براي اعمال و رفتارشان، رسيدن به آرامش و رضايت دروني است. اخلاق اربابي مرزهاي وسيع و قابل انعطافي دارد و هرگز خشك و متعصب نيست. براي توده هايي كه مقيد و مأخوذ به اخلاق بردگي هستند ، اخلاق اربابي ، گاه زيبا و تحسين برانگيز ، گاهي گناه آلود و فاسد و در اكثر مواقع گنگ و نامفهوم است.
يونگ مي گويد افرادي كه به اخلاق اربابي رسيده اند تاوان اين بلوغ را با تنهايي و طرد شدگي پس مي دهند. آنها به رضايت دروني مي رسند ولي هميشه براي اطرفيانشان ، دور از دسترس و غيرقابل درك باقي مي مانند.